مجتبى ملكى اصفهانى

22

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند و هركس چنين كند ، در هيچ‌چيز از خداوند نيست ( يعنى رابطه او به كلّى از پروردگار گسسته است ) مگر اينكه از آن‌ها بپرهيزيد ( و به خاطر هدف‌هاى مهم‌تر تقيّه كنيد ) و خداوند - تبارك و تعالى - شما را از نافرمانى خود برحذر مىدارد و بازگشت ( شما ) به سوى خداست . دلالت اين آيه شريفه بر جواز و مشروعيّت تقيّه ، روشن‌تر از آن است كه نياز به توضيح و بيان داشته باشد . 2 - خداوند - تبارك و تعالى - مىفرمايد : مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ « 1 » يعنى : كسانى كه بعد از ايمان كافر شوند به جز آن‌ها كه تحت فشار واقع شده‌اند در حالى كه قلبشان آرام با ايمان است ، آرى ! آن‌ها كه سينه خود را براى پذيرش كفر گشوده‌اند ، غضب خدا بر آن‌ها است و عذاب عظيمى در انتظارشان . در شأن نزول اين آيه گفته شده : گروهى از مسلمانان كه عبارت بودند از « عمّار » ، پدر او « ياسر » ، مادرش « سميّه » ، « صهيب » ، « بلال » و « خباب » ، در چنگال مشركان گرفتار شدند . مشركان ايشان را تحت فشار قرار دادند تا از اسلام بازگشته و كلمات كفر و شرك را بر زبان آورند ؛ پدر و مادر عمّار سخت مقاومت كردند و به شهادت رسيدند ، ولى عمّار آنچه را مشركان مىخواستند بر زبان آورد . بعد از اين واقعه گريه‌كنان خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله آمد ، حضرت فرمودند : چه شده است ؟ عمّار عرض كرد : اى پيامبر ! بسيار بد شده . دست از سرم برنداشتند تا نسبت به شما جسارت كردم و بت‌هاى آن‌ها را به نيكى ياد نمودم !

--> ( 1 ) - النّحل / 106 .